انقطاع

🌐 وقفه

«انقطاع» به‌معنای قطع شدن، گسستن، جدا شدن یا پایان یافتنِ پیوستگی است. این واژه هم در معنای مادی، مثل قطع شدن جریان یا ارتباط، و هم در معنای معنوی، مثل انقطاع رابطه یا انقطاع از دنیا، به‌کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 قطع برق

📌 وقفه

📌 استراحت

📌 اختلال

📌 برش‌ها

📌 ترک تحصیل

📌 ناپیوستگی

جمله سازی با انقطاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تلف الطعام في الثلاجة بسبب انقطاع الكهرباء لعدة ساعات.

مواد غذایی در یخچال به دلیل قطعی برق چند ساعته خراب شده‌اند.

💡 حصل حيصٌ كبير في القاعة بعد انقطاع الكهرباء فجأة.

پس از قطع ناگهانی برق، غوغای بزرگی در سالن به پا شد.

💡 تحدث الرجل مع جاره عن أحوال الحي بعد انقطاع الكهرباء.

مرد با همسایه‌اش درباره وضعیت محله پس از قطعی برق صحبت کرد.

💡 تكررت الشكاوى من السكان بسبب انقطاع الكهرباء لعدة ساعات.

ساکنان بارها از قطعی برق چند ساعته شکایت کرده‌اند.

💡 وصل حديث من الجار عن انقطاع الكهرباء في الحي المجاور.

یکی از همسایه‌ها از قطعی برق در محله مجاور خبر داد.

💡 تمضِ ولم يكتمل الحديث بينكما بسبب انقطاع الاتصال المفاجئ.

مکالمه بین شما دو نفر به دلیل قطع ناگهانی ارتباط، بدون اینکه کامل شود، پایان یافت.

💡 كانت الرسالة تبثّ عبر الأثير أثناء انقطاع الإنترنت في المنطقة.

این پیام در حالی از طریق امواج رادیویی پخش می‌شد که اینترنت در منطقه قطع بود.

💡 عاشت القرية بعذابٍ طويلٍ بسبب انقطاع الماء والكهرباء المتكرر.

این روستا به دلیل قطعی مکرر آب و برق، مدت‌ها در رنج و عذاب زندگی می‌کرد.

💡 حدثوا الجيرانَ عن انقطاع الماء الذي وقع صباحًا.

آنها به همسایه‌ها در مورد قطعی آب که صبح اتفاق افتاده بود، اطلاع دادند.

💡 خشيَ الجميعُ من انقطاع الكهرباء أثناء الامتحان النهائي.

همه از قطع برق موقع امتحان نهایی می ترسیدند.

💡 جاعت الأسرة بعد انقطاع الكهرباء وتأخر وصول الطعام.

خانواده بعد از رفتن برق و تأخیر در رسیدن غذا، گرسنه ماندند.

💡 ‬انقطاع سعيد عن زيارتنا‬ ‫انقطع أخي سعيد عن زيارتنا‪.

برادرم سعید دیگر به ما سر نمی‌زند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران