انظف
🌐 تمیز
این واژه از ریشهٔ «نظافة» و «نظف» به معنای «تمیزتر» یا «پاکیزهتر» فهمیده میشود، هرچند در عربی معیار بیشتر «أنظف» به صورت صفت تفضیلی رایج است. در فارسی میتوان آن را «پاکتر» یا «تمیزتر» معنی کرد. بسته به بافت، ممکن است در مقام مقایسهٔ پاکی یا نظافت چیزی به کار برود.
صفت (adjective)
📌 پاک کننده
📌 پاک ترین
📌 تمیز شده
جمله سازی با انظف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أمي تطلب مني أن انظف غرفتي كل أسبوع قبل قدوم الضيوف.
مادرم از من میخواهد هر هفته قبل از رسیدن مهمانها اتاقم را تمیز کنم.
💡 في الصباح، قررت أن انظف السيارة من الغبار قبل السفر.
صبح تصمیم گرفتم قبل از سفر، ماشین را از گرد و غبار پاک کنم.
💡 بعد انتهاء العمل، بدأتُ انظف المكتب وأرتب الأوراق بسرعة.
بعد از اینکه کار تمام شد، سریع شروع به تمیز کردن دفتر و مرتب کردن کاغذها کردم.