انتخابات
🌐 انتخابات
اسم (noun)
📌 انتخابات
جمله سازی با انتخابات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وعلى الرغم من الحرية الجديدة، اختار ألعليمي عدم التصويت في كل من انتخابات 2011 أو الانتخابات التشريعية والرئاسية لعام 2014.
با وجود آزادی جدید، العلیمی تصمیم گرفت نه در انتخابات ۲۰۱۱ و نه در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری ۲۰۱۴ رأی ندهد.
💡 أعلن فارس بغضب :كضبوا علي الكالب قالو لي اتنازل في انتخابات الوالية وبنعينك مدير لش ركة تابعة للزكاة او منسق دفاع شعبي
فارس با عصبانیت اعلام کرد: «آن سگها به من دروغ گفتند! آنها به من گفتند از انتخابات فرمانداری کنارهگیری کنم و مرا به عنوان مدیر یک شرکت وابسته به زکات یا هماهنگکننده دفاع مردمی منصوب خواهند کرد.»
💡 فحكم رشيد الصلح البلاد حتى موعد الانتخابات في آب/أغسطس 1992 - أول انتخابات برلمانية منذ عام 1972.
رشید الصلح تا انتخابات اوت ۱۹۹۲ - اولین انتخابات پارلمانی از سال ۱۹۷۲ - بر کشور حکومت کرد.
💡 وقال أيضا إنه لن يترشح مجددا في انتخابات البرلمان الايرلندي.
او همچنین گفت که دیگر در انتخابات پارلمانی ایرلند نامزد نخواهد شد.
💡 تولى الریاسةَ بعد انتخابات شهدت مشاركة واسعة من المواطنين.
او پس از انتخاباتی که شاهد مشارکت گسترده شهروندان بود، ریاست جمهوری را به عهده گرفت.
💡 من جهة هو رئيس بلا انتخابات في الافق.
از یک طرف، او رئیس جمهوری است که هیچ انتخاباتی در پیش ندارد.