الوظيفة

🌐 شغل

«الوظيفة» به معنای وظیفه، شغل، مأموریت، یا کارِ معین است. این واژه هم در معنای مسئولیت و تکلیف به کار می‌رود و هم در معنای استخدام یا شغل رسمی؛ مثلاً «وظیفه‌ی اوست» یا «او یک وظیفه دارد».

اسم (noun)

📌 شغل

📌 تابع

📌 پست

📌 موقعیت

📌 عملکرد

جمله سازی با الوظيفة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أعلن المركز عن الوظيفة الشاغرة في قسم خدمة العملاء صباحًا.

این مرکز صبح امروز آگهی استخدام در بخش خدمات مشتریان را منتشر کرد.

💡 فکرت طويلًا قبل أن أقبل الوظيفة الجديدة، لأن القرار كان مهمًا جدًا بالنسبة لي.

قبل از پذیرفتن شغل جدید، مدت زیادی فکر کردم، زیرا این تصمیم برایم بسیار مهم بود.

💡 هذه الوظيفة تشغلني عن أشياء كثيرة، لكنها تمنحني خبرة مفيدة ومستقبلاً أفضل.

این شغل مرا با کارهای زیادی مشغول می‌کند، اما تجربه مفید و آینده‌ای بهتر را برایم رقم می‌زند.

💡 استمعتُ إلى نصيحة أبي قبل أن أقرر قبول الوظيفة الجديدة.

قبل از اینکه تصمیم بگیرم شغل جدید را قبول کنم، به نصیحت پدرم گوش دادم.

💡 بعد تفكير طويل، اقدمت على قبول الوظيفة المناسبة.

بعد از کلی فکر کردن، تصمیم گرفتم شغل مناسب را بپذیرم.

💡 لا أتذكر الذي اليوم الذي بدأت فيه هذه الوظيفة الجديدة.

روزی که این کار جدید را شروع کردم را یادم نیست.

💡 كان عليها أن تختار بين مواصلة الدراسة أو قبول الوظيفة الجديدة.

او مجبور بود بین ادامه تحصیل یا پذیرش شغل جدید یکی را انتخاب کند.

💡 تتطلب هذه الوظيفة خبرة جيدة ومهارات في التواصل مع الآخرين.

این شغل نیاز به تجربه خوب و مهارت‌های ارتباطی با دیگران دارد.

💡 كنت اتردد بين قبول الوظيفة الجديدة والبقاء في عملي القديم لفترة أطول.

بین پذیرفتن شغل جدید و ماندن در شغل قدیمی‌ام برای مدت طولانی‌تر مردد بودم.

💡 ‫الحصول على الوظيفة لم يكن باألمر السهل وأشكر شيماء‬ ‫وغيرها من كن متنمرات على منحي الفرصة‪

گرفتن این شغل آسان نبود، و من از شیما و دیگر قلدرها به خاطر اینکه این فرصت را به من دادند تشکر می‌کنم.