إقام
🌐 محل اقامت
فعل (verb)
📌 برقرار کردن
📌 تنظیم کردن
📌 اقامت
📌 بالا بردن
📌 راست کردن
📌 ماندن
📌 ساکن شدن
جمله سازی با إقام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لكنني أحتاج ألوراق إقام ة لم أحص ل عليها بع د
اما من به مدارک اقامت نیاز دارم که هنوز دریافت نکردهام.
💡 بالسر مؤقتا حتى نحصل إقام ة يرجع أكثم َّ بعده
مخفیانه، موقتاً، تا زمانی که اقامت بگیریم، اکتهام بعداً برمیگردد.
💡 سنحص ل على إقام ات سريعة إذا أخبرناهم بأننا متزوجان
اگر به آنها بگوییم که ازدواج کردهایم، مجوزهای اقامت سریعتری دریافت خواهیم کرد.
💡 منحت الجامعة الطالب إقامًا طويلة بسبب استمرار دراسته في البرنامج البحثي.
دانشگاه به دلیل ادامه تحصیل این دانشجو در برنامه تحقیقاتی، اقامت طولانی مدت به او اعطا کرد.
💡 حصل السائح على إقامٍ مؤقت بعد تقديم الأوراق المطلوبة في دائرة الهجرة.
این گردشگر پس از ارائه مدارک مورد نیاز به اداره مهاجرت، اقامت موقت دریافت کرد.