النفق

🌐 تونل

این واژه در عربی به معنای «تونل، دالان زیرزمینی، نقب» است. همچنین در برخی کاربردها ممکن است به مسیر یا گذرگاهی باریک و زیرزمینی اشاره کند. این واژه از نظر معنایی با «منافذ زیرزمینی» یا «راهروهای کنده‌شده در زمین» مرتبط است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تونل

📌 مترو

📌 زیرگذر

جمله سازی با النفق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نصح الطبيب بتقليل الحركة المتكررة لتخفيف ضغط النفق الرسغي.

پزشک توصیه کرد حرکات تکراری را کاهش دهید تا فشار روی تونل کارپال کاهش یابد.

💡 مرّ السائحون من النفق القديم الذي يربط بين منطقتين تاريخيتين.

گردشگران از تونل قدیمی که دو منطقه تاریخی را به هم متصل می‌کند، عبور کردند.

💡 هل أقترب من نهاية النفق أم أنني‬ ‫ال زلت في بدايته؟

آیا به انتهای تونل نزدیک می‌شوم یا هنوز در ابتدای آن هستم؟

💡 عبر القطار النفق بسرعة كبيرة وسط الجبال قبل أن يصل إلى المدينة التالية.

قطار با سرعت زیاد از میان کوه‌ها از تونل عبور کرد و به شهر بعدی رسید.

💡 وخرج ت السيارة من النفق بسرعة ثم اتجهت نحو الساحل.

ماشین به سرعت از تونل خارج شد و به سمت ساحل رفت.

💡 أُغلق النفق مؤقتًا بسبب أعمال الصيانة وتحسين الإضاءة والتهوية.

این تونل به دلیل کارهای تعمیر و نگهداری و بهبود روشنایی و تهویه موقتاً بسته شد.

💡 ظهر الضوء في نهاية النفق فشعر المسافرون بالأمل.

نوری در انتهای تونل ظاهر شد و مسافران احساس امیدواری کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران