المقاعد

🌐 صندلی‌ها

جمعِ «مقعد» است و به معنای «صندلی‌ها، جای نشستن‌ها، نیمکت‌ها» می‌باشد. در محیط‌های آموزشی، اداری یا عمومی برای اشاره به محل‌های نشستن استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 صندلی‌ها

📌 صندلی

📌 نیمکت ها

📌 مکان‌ها

📌 نیمکت

جمله سازی با المقاعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد الظهر، سخنتم المقاعد في الساحة من شدة الشمس.

بعدازظهر، صندلی‌های میدان از شدت آفتاب داغ شده بودند.

💡 عندما وصل الضيوف، بشعوا في ترتيب المقاعد وتقديم القهوة بسرعة.

وقتی مهمان‌ها رسیدند، در چیدن صندلی‌ها و سرو سریع قهوه افتضاح بودند.

💡 تقافز الأطفال فوق المقاعد في الحديقة عندما بدأ المطر يهطل فجأة.

بچه‌ها از روی نیمکت‌های پارک پریدند که ناگهان باران شروع به باریدن کرد.

💡 عندما ربعن المقاعد في الساحة، بدأ الحفل المدرسي في موعده المحدد.

وقتی صندلی‌های حیاط پر شد، کنسرت مدرسه طبق برنامه شروع شد.

💡 سنزيد عدد المقاعد في القاعة لأن الحضور أصبح أكبر من المتوقع.

ما تعداد صندلی‌های سالن را افزایش خواهیم داد زیرا تعداد شرکت‌کنندگان بیشتر از حد انتظار بوده است.

💡 عندما ربعتم المقاعد حول الطاولة، أصبح المكان مناسبًا للاجتماع العائلي.

وقتی صندلی‌ها را دور میز می‌چیدید، فضا برای یک دورهمی خانوادگی مناسب می‌شد.

💡 تجاوز عدد الحضور ستين شخصًا، لذلك احتاج المنظمون إلى ترتيب المقاعد بشكل أفضل.

تعداد شرکت‌کنندگان از شصت نفر فراتر رفت، بنابراین برگزارکنندگان باید صندلی‌ها را بهتر می‌چیدند.

💡 امتلأت المقاعد في القاعة قبل بدء الحفل بوقت طويل.

صندلی‌های سالن خیلی قبل از شروع کنسرت پر شده بود.

💡 ساعدت عاملتين في ترتيب المقاعد قبل بدء الحفل المدرسي.

دو کارگر قبل از شروع کنسرت مدرسه، صندلی‌ها را مرتب کردند.

💡 جلس الأطفال في الأسفل بينما بقي الكبار في المقاعد الأمامية.

بچه‌ها در پایین صندلی‌ها نشسته بودند در حالی که بزرگسالان در صندلی‌های جلو باقی مانده بودند.

💡 طلب المعلم من الطلاب أن صففوا المقاعد في صف واحد داخل القاعة.

معلم از دانش‌آموزان خواست که صندلی‌ها را در یک ردیف داخل سالن بچینند.

کلمات مرتبط