المفقودة
🌐 مفقود
دیکشنری عربی به فارسی
📌 گمشده
📌 گم شده
📌 ضرر
📌 مدتها گم شده
📌 از دست رفته
📌 نابجا
جمله سازی با المفقودة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساعد الجيران في البحث عن الوثائق المفقودة طوال المساء.
همسایهها تمام شب در جستجوی مدارک گمشده کمک کردند.
💡 قد تكون أوغاريت المفقودة تحت تلك القرى أو قربها.
شهر گمشده اوگاریت ممکن است در زیر یا نزدیکی آن روستاها واقع شده باشد.
💡 وُجدت الحقيبة المفقودة قرب محطة الحافلات بعد نشر الإعلان.
کیف گمشده پس از نصب آگهی، نزدیک ایستگاه اتوبوس پیدا شد.
💡 يطلب أن تُعاد له الأوراق المفقودة بسرعة حتى يستطيع متابعة المعاملة.
او درخواست میکند که مدارک گمشده را سریعاً به او برگردانند تا بتواند معامله را ادامه دهد.
💡 كانت الطفلة أذرف البكاء كلما تذكرت قطتها المفقودة في الحي.
دخترک هر وقت یاد گربه گمشدهاش در محله میافتاد، اشک میریخت.
💡 و بعدما انتهت األحجية و وجدت القطعة المفقودة بها
بعد از اینکه پازل تمام شد و قطعه گمشده پیدا شد
💡 و قضوا ساعات طويلة في البحث عن الوثائق المفقودة داخل المكتب.
آنها ساعتهای طولانی را صرف جستجوی اسناد گمشده در داخل دفتر کردند.