المعدنية
🌐 معدنی
صفت (adjective)
📌 فلزی
📌 متالورژیکی
📌 غیر فلزی
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 معدنی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فلز
جمله سازی با المعدنية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمعنا صهصلق غريبًا من المطبخ عندما سقطت الأواني المعدنية على الأرض.
وقتی قابلمههای فلزی روی زمین افتادند، صدای جیرجیر عجیبی از آشپزخانه شنیدیم.
💡 استخدم الحرفي ماولن بحذر شديد حتى لا يتلف القطعة المعدنية الحساسة.
صنعتگر با دقت بسیار از ماولن استفاده کرد تا به قطعه فلزی ظریف آسیبی نرسد.
💡 بعد ساعات من التعرض، اکسدوا بعض الأجزاء المعدنية في المصنع.
پس از ساعتها قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی، برخی از قطعات فلزی کارخانه اکسید شدند.
💡 سقطت القطعة المعدنية حتى فاع صوتها في الممر الهادئ.
قطعه فلزی با صدای بلندی در راهروی ساکت افتاد.
💡 استعمل الحرفي سکرک في إصلاح القطعة المعدنية الصغيرة داخل الآلة.
صنعتگر با استفاده از یک پیچگوشتی قطعه فلزی کوچک داخل دستگاه را تعمیر کرد.
💡 اضطروا إلى سطب بعض الأجزاء المعدنية بسبب تلفها الشديد.
آنها به دلیل آسیب زیاد مجبور شدند برخی از قطعات فلزی را اوراق کنند.
💡 شكلت الآلة كومة منتظمة من القطع المعدنية في نهاية خط الإنتاج.
این دستگاه در انتهای خط تولید، تودهای منظم از قطعات فلزی را تشکیل میداد.
💡 استخدمَ العامل اللَّوَّاك بسرعة ليحكم إغلاق الأجزاء المعدنية قبل بدء التشغيل.
کارگر قبل از شروع عملیات، به سرعت از پیچگوشتی برای بستن محکم قطعات فلزی استفاده کرد.
💡 استعمل العامل ذوباجًا قويًا لتنظيف القطع المعدنية بعد التصنيع.
کارگر پس از ساخت، از یک حلال قوی برای تمیز کردن قطعات فلزی استفاده کرد.
💡 تطق بعض الأدوات المعدنية إذا وُضعت على الأرض بقوة.
بعضی از ابزارهای فلزی اگر با فشار روی زمین قرار داده شوند، ترک میخورند.
💡 استخدم الفني صمولةً جديدة لتثبيت القطعة المعدنية بشكل آمن.
تکنسین از یک مهره جدید برای محکم کردن قطعه فلزی استفاده کرد.