المسافرين
🌐 مسافران
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مسافران
📌 مسافر
📌 سفر کردن
📌 سفر
📌 رفت و آمدها
جمله سازی با المسافرين
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رأيت المسافرين في المطار، وهٰولا يحملون حقائبهم استعدادًا للإقلاع.
مسافران را در فرودگاه دیدم که چمدانهایشان را حمل میکردند تا برای پرواز آماده شوند.
💡 كانت ٱلايةُ القريةِ واضحةً من بعيد، وتدل المسافرين على الطريق.
تابلوی روستا از دور به خوبی دیده می شد و مسافران را در مسیر هدایت می کرد.
💡 منع المطرُ المسافرين من متابعة الطريق في وقت مبكر من الصباح.
باران مانع از ادامه مسیر مسافران در اوایل صبح شد.
💡 تسبب تغيير المواعيد في الارتباك لدى المسافرين في المطار.
تغییر در برنامه پروازها باعث سردرگمی مسافران در فرودگاه شد.
💡 غاثت القافلةُ المسافرين العالقين في الصحراء بالمؤن اللازمة.
کاروان، آذوقه لازم را برای مسافرانی که در بیابان گیر افتاده بودند، فراهم میکرد.
💡 يفضل بعض المسافرين مقعدًا بجانب الممر لسهولة الوصول إلى الحمام.
برخی از مسافران برای دسترسی آسان به دستشویی، صندلی کنار راهرو را ترجیح میدهند.
💡 وقف على التل، ونادیٰ المسافرين أن يواصلوا السير قبل الغروب.
او روی تپه ایستاد و از مسافران خواست تا قبل از غروب آفتاب به راه خود ادامه دهند.
💡 لا ينسى الناس عناة المسافرين عندما تتأخر وسائل النقل.
مردم رنج مسافران را هنگام تأخیر در حمل و نقل فراموش نمیکنند.
💡 الليل من أصعب اللحظات على المسافرين إذا ضاعت الطريق أو تأخر الوصول كثيراً.
اگر مسافران گم شوند یا رسیدنشان خیلی دیر شود، شب یکی از سختترین زمانها برای آنهاست.
💡 وصل القطار بالآخر بعد تأخير طويل أربك المسافرين في المحطة.
قطار بالاخره پس از تاخیری طولانی که مسافران را در ایستگاه سردرگم کرده بود، از راه رسید.
💡 أحيانًا تشدد الإجراءات الحكومية على المسافرين لأسباب أمنية.
گاهی اوقات به دلایل امنیتی، رویههای دولتی برای مسافران سختتر میشود.
💡 في السفر الطويل، تسبب وقلة الماء في تعب المسافرين بشكل واضح.
در سفرهای طولانی، کمبود آب به وضوح باعث خستگی مسافران میشد.
💡 ترق العيون حركة المسافرين في المطار بانتظار إعلان الرحلة التالية.
چشمها به رفت و آمد مسافران در فرودگاه دوخته شده است و منتظر اعلام پرواز بعدی هستند.
💡 حذّر الشيخ أبناءه من أوغاد الطرق الذين يسرقون المسافرين في الليالي المظلمة.
شیخ پسرانش را از راهزنانی که در شبهای تاریک از مسافران دزدی میکنند، برحذر داشت.
💡 کان ولو تأخر القطار قليلًا، فإن المسافرين لم يفقدوا هدوءهم.
با اینکه قطار کمی دیر کرده بود، مسافران خونسردی خود را از دست ندادند.
💡 كان طلو المسافرين واضحًا من الغبار الذي أثارته أقدامهم.
قیافه مسافران از گرد و غباری که از پاهایشان بلند شده بود، مشخص بود.
💡 كان النجم اللامع يدلّ المسافرين في الصحراء ليلًا.
ستاره درخشان، مسافران را در بیابان در شب راهنمایی میکرد.
💡 زاد التأخير الطويل من حير المسافرين عند البوابة.
این تأخیر طولانی فقط به سردرگمی مسافران در گیت افزود.
💡 سمعنا أن أقا كان يساعد المسافرين في ترتيب أمورهم داخل البلدة.
شنیدیم که آقا به مسافران در ترتیب دادن کارهایشان در داخل شهر کمک میکرد.
💡 وسلوا المسافرين عن حالة الطقس قبل أن يواصلوا السير في الجبل.
قبل از اینکه به بالا رفتن از کوه ادامه دهند، از مسافران در مورد آب و هوا سوال کنید.
💡 شاهدت واولٰیک المسافرين يودعون أصدقاءهم عند المحطة قبل أن يغادر القطار.
من تماشا میکردم که مسافران قبل از حرکت قطار در ایستگاه با دوستانشان خداحافظی میکردند.
💡 حاول السائق أن أوعب َ المسافرين في الحافلة الصغيرة.
راننده سعی کرد مسافران را در مینیبوس جا دهد.
💡 اختار بعض المسافرين طريقاً منحصاً في الوادي لتجنب الرياح القوية في الشتاء.
برخی از مسافران برای جلوگیری از بادهای شدید زمستانی، مسیر خلوتی را در دره انتخاب میکردند.