المرشح
🌐 نامزد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نامزد
📌 فیلتر
📌 نامزد شده
📌 مدعی
جمله سازی با المرشح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في الساحة الكبرى، تجمع فالناس للاستماع إلى الخطاب الذي ألقاه المرشح مساء أمس.
در میدان اصلی، مردم برای گوش دادن به سخنرانی دیشب نامزد انتخابات جمع شده بودند.
💡 و ذلك بسبب أنني كنت المرشح الوحيد للحكم بما أنني كنت الوزير األول
دلیلش این بود که با توجه به اینکه من نخست وزیر بودم، تنها کاندیدای این سمت بودم.
💡 بدا المرشح واثقًا أثناء المناظرة التلفزيونية.
این نامزد در طول مناظره تلویزیونی با اعتماد به نفس ظاهر شد.
💡 طلب المديرُ من المرشح أن يذكر خبرة عملية سابقة في المجال نفسه.
مدیر از کاندیدا خواست تا به تجربیات کاری قبلی خود در همان زمینه اشاره کند.
💡 هل تصوتي لصالح هذا المرشح في الجولة الثانية؟
آیا در دور دوم به این نامزد رأی خواهید داد؟
💡 اختارت اللجنة المرشح الاكثر كفاءةً وخبرةً لقيادة المشروع الجديد.
کمیته، شایستهترین و باتجربهترین کاندیدا را برای رهبری پروژه جدید انتخاب کرد.
💡 إذا كان المقصود غير كفؤ: هذا المرشح غير كفؤ لتولي المنصب الحساس.
اگر معنای مورد نظر بیکفایت باشد: این نامزد برای تصدی این سمت حساس، صلاحیت ندارد.
💡 جاءت الفرصة االخری بعد أن اعتذر المرشح الأول عن العمل.
فرصت دیگر پس از آن پیش آمد که کاندیدای اول شغل را رد کرد.
💡 فاز المرشح بدعم واسع بسبب وعوده الواضحة.
این نامزد به دلیل وعدههای روشن خود، حمایت گستردهای را به دست آورد.