المحدود
🌐 محدود
دیکشنری عربی به فارسی
📌 محدود
📌 نامحدود
📌 کم
📌 متناهی
📌 محدود شده
📌 کوچک
📌 با مسئولیت محدود
جمله سازی با المحدود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لا يكفي الحيز المحدود لعرض كل المنتجات في المعرض.
فضای محدود نمایشگاه برای نمایش همه محصولات کافی نیست.
💡 قد لا تناسب ال أسعار المرتفعة ميزانية الأسر ذات الدخل المحدود في بعض المواسم.
قیمتهای بالا ممکن است در برخی از فصول سال با بودجه خانوادههای کمدرآمد سازگار نباشد.
💡 الموارد المحدود تتطلب إدارة جيدة وتخطيطًا دقيقًا.
منابع محدود، مدیریت صحیح و برنامهریزی دقیق را میطلبد.
💡 تحدثتُ مع صديقتي عن الامتحان والوقت المحدود للمراجعة.
با دوستم در مورد امتحان و زمان محدود برای مرور صحبت کردم.
💡 المحدود وقام على بعد خطوات من السوق أعرق مقهى في الحي
این کافه که تعداد محدودی شعبه دارد و در چند قدمی بازار قرار گرفته، قدیمیترین کافه این محله است.
💡 تؤدي وزيادة الأسعار إلى ضغط كبير على الأسر ذات الدخل المحدود في المدينة.
افزایش قیمتها فشار قابل توجهی را بر خانوادههای کمدرآمد در این شهر وارد میکند.
💡 تعمل الجمعيات الخيرية على مساعدة ذوي الدخل المحدود في توفير احتياجاتهم الأساسية.
سازمانهای خیریه برای کمک به افراد کمدرآمد جهت تأمین نیازهای اولیهشان فعالیت میکنند.
💡 يعمل المتطوعون مع ذوی الدخل المحدود لتوفير المساعدات الغذائية والملابس الشتوية.
داوطلبان با افراد کمدرآمد برای ارائه کمکهای غذایی و لباس زمستانی همکاری میکنند.
💡 يُباع هذا المنتج بكميات المحدود في الأسواق المحلية.
این محصول به تعداد محدود در بازارهای محلی به فروش میرسد.