الکوو وجه
🌐 صورت گاو
«وجه» در عربی بهمعنای «چهره، صورت، روی» است و همچنین در برخی ترکیبها معنی «جهت، سمت» میدهد. اگر در متن ادبی یا قرآنی باشد، میتواند معنای ظریفتری هم داشته باشد، ولی بهطور پایه یعنی «صورت / چهره».
جمله سازی با الکوو وجه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت الطاولة الکوو وجه النافذة حتى يدخل الضوء الطبيعي إلى الغرفة.
میز رو به پنجره قرار داده شده بود تا نور طبیعی به داخل اتاق بتابد.
💡 وقف الحارس الکوو وجه الممر الرئيسي يراقب حركة الناس طوال النهار.
نگهبان رو به راهروی اصلی ایستاده بود و در تمام طول روز رفت و آمد مردم را زیر نظر داشت.
💡 جلس الرجل الکوو وجه الباب ليستقبل الزوار القادمين إلى البيت.
مرد رو به در نشست تا از مهمانانی که به خانه میآمدند، استقبال کند.