القبيل

🌐 قبیله

«القبيل» در عربی گاهی به معنی «پیش از این» یا «اندکی پیش‌تر» است. این واژه بیشتر کاربرد زمانی دارد و به چیزی اشاره می‌کند که کمی قبل از زمان حاضر رخ داده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 چنین

📌 مهربان

📌 مرتب سازی

📌 مشابه

جمله سازی با القبيل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جاء الرجل القبيل إلى الاجتماع قبل الموعد بدقائق، فاستقبله المدير بابتسامة.

مرد قبیله‌ای چند دقیقه زودتر به جلسه رسید و مدیر با لبخندی به او خوشامد گفت.

💡 ‬وبقية الشهر‬ ‫امضيناه باللعب والذهاب الى محل الحلوى‬ ‫واشياء من هذا القبيل

بقیه ماه را به بازی، رفتن به مغازه شیرینی فروشی و کارهایی از این قبیل گذراندیم.

💡 سمعنا الخبر القبيل من الجار، ثم تأكدنا منه عبر الهاتف.

ما خبر را قبلاً از همسایه شنیدیم و سپس آن را تلفنی تأیید کردیم.

💡 :‬أكاد أُجزم أبنك كن ترغب أبن تكون ضابط أو شيء من هذا القبيل!

تقریباً مطمئنم که پسرت می‌خواست افسر یا چیزی شبیه به آن شود!

💡 لم أفهم القصد من القبيل هذا، لأنه كان يتحدث بسرعة وعباراته غير واضحة.

من منظور پشت این حرف را نفهمیدم، چون تند صحبت می‌کرد و حالت چهره‌اش نامفهوم بود.

💡 مرّ القبيل من السوق بسرعة، ولم يلتفت إلى ضجيج الباعة.

قبیله به سرعت از میان بازار عبور کرد و توجهی به سر و صدای فروشندگان نداشت.

💡 ‬أنا اآلن أتصرف‬ ‫كنائب للقائد وال أحاول السيطرة على المنظمة أو أي شيء من هذا القبيل‪

من الان به عنوان معاون رهبر عمل می‌کنم و سعی ندارم سازمان یا چیزی شبیه به آن را کنترل کنم.

کلمات مرتبط