الفرس من

🌐 اسب از

این ترکیب نیز به‌تنهایی ناقص است. «الفرس» می‌تواند اسب یا ایرانیان باشد و «من» حرف اضافه‌ای است که معنای «از» یا «از میانِ» می‌دهد؛ بنابراین برای ترجمه دقیق باید جمله کامل مشخص باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پارسیان از

📌 اسب خارج از

جمله سازی با الفرس من

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هيا, أبعد هذا الفرس من هنا تنحى جانباْ

بیا، اون اسب رو از اینجا ببر، برو کنار

💡 كان قد اختار الموقع بعناية، وهو سهل ضيق بين الجبال والبحار، لمنع الفرس من استخدام أعدادهم الكبيرة.

او این مکان را که دشتی باریک بین کوه و دریا بود، با دقت انتخاب کرده بود تا مانع از استفاده‌ی ایرانیان از تعداد زیادشان شود.

💡 سمع المسافر صهيل الفرس من بعيد أثناء عبوره السهل.

مسافر هنگام عبور از دشت، شیهه اسب را از دور شنید.

💡 اشترى المزارع الفرس من السوق بعد أن تأكد من صحته وقوته.

کشاورز پس از اطمینان از سلامت و قدرت اسب، آن را از بازار خرید.

💡 أخذ المدرب الفرس من الحظيرة وربطه قرب المضمار استعدادًا للتدريب الصباحي.

مربی اسب را از اصطبل بیرون آورد و آن را نزدیک پیست اسب‌دوانی بست تا برای جلسه تمرین صبحگاهی آماده شود.

💡 عاد الفارس الفرس من المزرعة إلى البيت عند الغروب، وكان التعب ظاهرًا عليه.

سوارکار هنگام غروب آفتاب از مزرعه به خانه برگشت و خسته به نظر می‌رسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران