الغنم

🌐 گوسفند

«الغنم» در عربی به معنی گوسفند و دامِ کوچک اهلی است. این واژه هم به خودِ حیوانات اشاره دارد و هم در برخی کاربردها به سود و بهره نیز نزدیک می‌شود، اما معنای اصلی و رایج آن همان گلهٔ گوسفندان یا دام است.

اسم (noun)

📌 گوسفند

📌 بره

📌 گله

جمله سازی با الغنم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جلس الراعي قرب عيص الأشجار منتظرًا عودة الغنم مع غروب الشمس.

چوپان نزدیک انبوه درختان نشست و منتظر بازگشت گوسفندان هنگام غروب آفتاب شد.

💡 أصاب المرض بعض أفراد الغنم في المزرعة، فاستدعى الطبيب البيطري.

این بیماری برخی از گوسفندان مزرعه را مبتلا کرد، بنابراین دامپزشک را خبر کردند.

💡 يهتمّ الفلاحُ بـ الغنم جيدًا لأنه مصدر مهم للحليب والصوف.

کشاورز به خوبی از گوسفندان مراقبت می‌کند زیرا آنها منبع مهمی از شیر و پشم هستند.

💡 عاد الراعي مع الغنم قبل غروب الشمس بعد يوم طويل.

چوپان پس از یک روز طولانی، قبل از غروب آفتاب با گوسفندان برگشت.

💡 يرتع الغنم في الحقل الأخضر طوال النهار.

گوسفندان تمام روز در دشت سبز مشغول چرا هستند.

💡 جلسَ الراعي تحتَ عَبْلٍ كبيرٍ منتظرًا عودةَ الغنم عند المغيب.

چوپان زیر درخت بزرگی نشست و منتظر بازگشت گوسفندان هنگام غروب آفتاب شد.

💡 وقف الراعي حيد الجبل يراقب الغنم في المساء الهادئ.

چوپان در دامنه کوه ایستاده بود و در آن غروب آرام مراقب گوسفندان بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران