الطو
🌐 برج
«الطو» در عربی بسته به زمینه میتواند به معنای طومار، پیچیدن، یا چیزی که بهصورت لولهای و جمعشده است فهمیده شود، هرچند این صورتِ واژه در متون مختلف ممکن است کاربردهای محدود یا محلی داشته باشد. گاهی نیز در نوشتارهای قدیمی به صورت کوتاهشده یا دگرگونشدهی واژهای دیگر دیده میشود. بنابراین معنای آن وابسته به سیاق است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 آلتو
جمله سازی با الطو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقفَ الرجلُ عندَ الطوِّ ليراقبَ حركةَ الناسِ في السوقِ الشعبيِّ.
مرد کنار برج ایستاده بود تا رفت و آمد مردم را در بازار عمومی تماشا کند.
💡 استُخدمَ الطوُّ في بعضِ اللهجاتِ للدلالةِ على حاجزٍ بسيطٍ عندَ البابِ.
در برخی گویشها، کلمه «طوّ» برای اشاره به یک مانع ساده درِ خانه به کار میرفت.
💡 وم يلعب أن ي ببحعح ليببح تمببص ياعا الطو الحديدي وهو يل رسغ سبدين يحبصوق امرطبال بعيبدا مص يشدث
و او نقش مردی را بازی میکند که...
💡 مررنا بالقربِ من الطوِّ الحجريِّ الذي كان يدلُّ على مدخلِ المكانِ القديمِ.
از نزدیک دیوار سنگی که ورودی مکان قدیمی را مشخص میکرد، گذشتیم.