الشعاع

🌐 پرتو

«الشعاع» یعنی پرتو، اشعه، نورِ منتشرشده از یک منبع. این واژه برای نور خورشید، اشعه‌های علمی، یا هر تابش خطی و منتشرشونده به کار می‌رود. در زبان عربی و فارسی علمی نیز کاربرد دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پرتو

📌 رگه

📌 شعاع

📌 بردار

📌 تابش

جمله سازی با الشعاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لاحظ العلماء الشعاع المنعكس من المرآة أثناء التجربة داخل المختبر.

دانشمندان در طول آزمایش درون آزمایشگاه، پرتو بازتاب شده از آینه را مشاهده کردند.

💡 ‫وينطمس ‪ ‬في ضوء هذا الشعاع النوراني‪ ‬في ذهني صوت حبالي‬ ‫الصوتية وهو يتلوها‪

و در پرتو این پرتو تابناک، صدای تارهای صوتی من که آن را تلاوت می کنند، در ذهنم مبهم می شود.

💡 دخل الشعاع من النافذة وأضاء الغرفة الصغيرة عند الصباح الباكر.

پرتو نور از پنجره وارد می‌شد و صبح زود اتاق کوچک را روشن می‌کرد.

💡 كان الشعاع الذهبي يلمع فوق الجبل، فبدت السماء في غاية الروعة.

پرتو طلایی بر فراز کوه می‌درخشید و آسمان کاملاً باشکوه به نظر می‌رسید.

💡 ‬ألننا على موعد لمباراة في كرة القدم في ملعب الشعاع على الساعة الرابعة‪.

ما ساعت ۴ در ورزشگاه الشعاع مسابقه فوتبال داریم.

💡 قامت بتعديل الإعدادات لضمان أن يكون الشعاع الليزري دقيقًا وقويًا.

او تنظیمات را طوری تنظیم کرد که پرتو لیزر دقیق و قدرتمند باشد.

کلمات مرتبط