الشجرة
🌐 درخت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 درخت
📌 آلاچیق
📌 توسکا
جمله سازی با الشجرة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تحلقا فوق الساحةِ ثم هبطا قرب الشجرة الكبيرة بعد انتهاء العاصفة.
آنها بالای میدان چرخیدند و پس از پایان طوفان، نزدیک درخت بزرگ فرود آمدند.
💡 جلس الأطفال تحت الشجرة هربًا من حرارة الشمس الشديدة.
بچهها برای فرار از گرمای شدید خورشید، زیر درخت نشستند.
💡 إذا أردت المعنى، يمكنك قول: أنا تحت الشجرة الآن.
اگر معنی آن را میخواهید، میتوانید بگویید: من الان زیر درخت هستم.
💡 لنجلس فوق العشب تحت تلك الشجرة إلى جانب الطريق.
بیا روی چمن زیر آن درخت کنار جاده بنشینیم.
💡 هذه الشجرة كبيرة، و إنها تعطي ظلًا رائعًا في الصيف.
این درخت بزرگ است و در تابستان سایه بسیار خوبی ایجاد میکند.
💡 ربط الفلاح بغلته قرب الشجرة قبل أن يدخل إلى البيت.
کشاورز قبل از ورود به خانه، قاطرش را نزدیک درخت بست.
💡 عند البحث في الحديقة، أشرت إلى الشجرة وقلت: اينع.
در حین جستجو در باغ، به درخت اشاره کردم و گفتم: رسیده است.
💡 جلسَ الأطفالُ تحتَ الشجرة الكبيرةِ ليتناولوا الغداءَ بعدَ جولةٍ طويلةٍ في الحديقةِ.
بچهها بعد از یک پیادهروی طولانی در پارک، زیر درخت بزرگ نشستند تا ناهار بخورند.
💡 سمعنا صوت ببغ في الحديقة، فالتفت الجميع نحو الشجرة العالية.
صدای طوطی را در باغ شنیدیم، بنابراین همه به سمت درخت بلند برگشتند.
💡 زرعَ الأبُ الشجرة أمامَ البيتِ، ثمَّ أخذَ يراقبُ نموَّها كلَّ أسبوعٍ.
پدر درخت را جلوی خانه کاشت و سپس هر هفته شروع به تماشای رشد آن کرد.
💡 سقطت الشجرة بسبب الرياح وکان الطريق مغلقًا حتى الصباح.
درخت بر اثر باد افتاد و جاده تا صبح بسته بود.
💡 بني الطائر عشًا صغيرًا بين أغصان الشجرة لحماية صغاره من الرياح.
پرنده برای محافظت از جوجههایش در برابر باد، لانهای کوچک در میان شاخههای درخت ساخت.
💡 بدت الشجرة ببعيد صغيرة جدًا بسبب الضباب الكثيف في الصباح.
درخت به خاطر مه غلیظ صبحگاهی از دور خیلی کوچک به نظر میرسید.