الشاة
🌐 گوسفند
«الشاة» در عربی به معنی گوسفند، میش یا بز ماده است، هرچند در کاربرد رایج بیشتر به گوسفند یا دامِ کوچک اهلی اشاره دارد. این واژه در متون عربی قدیم و جدید دیده میشود و در برخی موارد معانی دامداری و حیوانات اهلی را تداعی میکند. در فارسی، نزدیکترین معادل آن «گوسفند» یا «میش» است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 گوسفند
📌 بز
📌 میش
📌 بره
جمله سازی با الشاة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نعقر الشاة عند الذبح وفقًا للأحكام المعروفة في القرية.
ما گوسفندان را طبق آداب و رسوم رایج در روستا ذبح میکنیم.
💡 عند صيد اللبؤة، تُذبح الشاة لتكون طُعمًا، وليس الصياد الذي يختبئ بين الأشجار.
هنگام شکار شیر ماده، گوسفند به عنوان طعمه ذبح میشود، نه شکارچی که در میان درختان پنهان شده است.
💡 اشترى الفلاح الشاة الصغيرة ليضمها إلى القطيع.
کشاورز گوسفند کوچک را خرید تا به گله اضافه کند.
💡 هربت الشاة عندما فُتح باب الحظيرة فجأة.
وقتی ناگهان در طویله باز شد، گوسفندان فرار کردند.
💡 رعت الشاة العشب الأخضر قرب النهر طوال الصباح.
گوسفندان تمام صبح روی علفهای سبز کنار رودخانه چریدند.