السرد

🌐 روایت

«السرد» یعنی پی‌درپی آوردن، پشت سر هم ردیف کردن، و نیز روایت کردن یا داستان گفتن به‌صورت منظم و پیوسته. این واژه هم برای زنجیره‌وار بودن مطالب و هم برای شیوهٔ روایتِ منسجم و مرتب به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 روایت

📌 داستان‌سرایی

📌 حساب

📌 کمبو

📌 روایت کردن

جمله سازی با السرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يحتاج الفيلم إلى السرد الجيد حتى يفهم المشاهد القصة.

فیلم برای اینکه بیننده داستان را بفهمد، به داستان‌پردازی خوبی نیاز دارد.

💡 كتبت الكاتبة وتاخذ في السرد لتشير إلى استمرار الفعل في الزمن الماضي.

نویسنده نوشته و به روایت پرداخته تا بر ادامه عمل در زمان گذشته اشاره کند.

💡 قال الناقد إن كارمن عناة رواية مختلفة عن الأعمال التقليدية في السرد والبناء.

این منتقد گفت: کارمن آناتا رمانی است که از نظر روایت و ساختار با آثار سنتی متفاوت است.

💡 ‬لكن في السرد الذي حكي به‪ ,‬وشرع‬ ‫كالمِ هللا اإلعجاز‪

اما در روایتی که بیان شد، و معجزه بودن کلام خدا ثابت شد

💡 في السرد القديم، تكرر ذكر ابن وکان بوصفه شاهدًا على أحداث مهمة.

در روایت‌های باستانی، از ابن واخان به عنوان شاهد وقایع مهم مکرراً یاد شده است.

💡 سألتُ الأستاذ عن معنى رنيما لأنه بدا غريبًا في السرد الأدبي.

از استاد درباره معنی «رانیما» پرسیدم چون در روایت ادبی عجیب به نظر می‌رسید.

💡 ناقش الحضور آراء روايان حول تطور السرد الحديث.

شرکت‌کنندگان در این جلسه، دیدگاه‌های راویان در مورد توسعه روایت مدرن را مورد بحث قرار دادند.

💡 درّس المعلم الطلاب أساليب السرد في الكتابة الأدبية.

معلم به دانش‌آموزان تکنیک‌های روایت در نگارش ادبی را آموخت.

💡 نثق برأي روای لديه خبرة طويلة في السرد الشعبي.

ما به نظر راوی‌ای که تجربه‌ی گسترده‌ای در قصه‌گویی عامیانه دارد، اعتماد داریم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران