الزهو
🌐 غرور
دیکشنری عربی به فارسی
📌 غرور
📌 آب و تاب
جمله سازی با الزهو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ولأننا نرتكب أخطاء، ونقع ضحايا لإغراءات الزهو والقوة وأحيانا الشر.
چون ما اشتباه میکنیم، و قربانی وسوسههای غرور، قدرت و گاهی اوقات شر میشویم.
💡 كان يمشي الزهو في خطاه، متعاليًا على الناس، وكأن النجاح وحده يمنحه كل الحق.
او با تکبر راه میرفت و به مردم از بالا به پایین نگاه میکرد، گویی تنها موفقیت به او حق انتخاب میداد.
💡 لا ينبغي للإنسان أن يعيش في الزهو الزائد، لأن التواضع يرفع قدره بين الناس.
انسان نباید بیش از حد مغرور باشد، زیرا فروتنی جایگاه او را در میان مردم بالا میبرد.
💡 نادرا ما كان يظهر مهارته؛ بدلاً من ذلك، اعتمد على الزهو لإبراز الانطباع.
او به ندرت مهارت خود را نشان میداد؛ در عوض، برای تأثیرگذاری به زرق و برق متکی بود.
💡 الزهو ألنني أنجزت هذا العمل والوحشة ألنني أفارق شخصيات الرواية التي ِعشت معها طويال
غرور از اینکه این کار را به پایان رساندهام، و تنهایی از اینکه دارم از شخصیتهای رمان که مدت زیادی با آنها زندگی کردهام، جدا میشوم.
💡 نهى الأب ابنه عن الزهو بالمال، وذكّره بأن النعمة قد تزول في أي وقت.
پدر، پسرش را از فخرفروشی در مورد پولش منع کرد و به او یادآوری کرد که نعمتها میتوانند هر لحظه از بین بروند.