الديون
🌐 بدهیها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بدهی
📌 بدهکاری
📌 بدهیها
جمله سازی با الديون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يؤدي تراكم الديون إلى ضغط كبير على الأسر ذات الدخل المحدود.
انباشت بدهی، فشار قابل توجهی بر خانوادههای کمدرآمد وارد میکند.
💡 تحررت المؤسسة من الديون بعد خطة إصلاح مالية ناجحة.
این موسسه پس از یک طرح اصلاحات مالی موفق، از بدهی رهایی یافت.
💡 أدى البذخ الزائد إلى تراكم الديون على الأسرة خلال أشهر قليلة.
ولخرجی بیش از حد منجر به انباشت بدهی برای خانواده در عرض چند ماه شد.
💡 رزح الرجل تحت الديون حتى اضطر إلى بيع بعض ممتلكاته لتسديد ما عليه.
آن مرد آنقدر بدهکار شد که مجبور شد برای پرداخت بدهیهایش، مقداری از داراییاش را بفروشد.
💡 بقيت الشركة في براثن الديون لسنوات، حتى بدأت أخيرًا خطة إنقاذ ناجحة.
این شرکت سالها در بدهی گرفتار ماند، تا اینکه سرانجام یک طرح نجات موفق آغاز شد.
💡 يحتاج بعض الناس إلى إدارة المال بحكمة حتى لا يقعوا في الديون والمشكلات.
بعضی از افراد باید عاقلانه پول خود را مدیریت کنند تا دچار بدهی و مشکلات نشوند.
💡 يناقش الخبراء أثر الديون على الاستقرار الاقتصادي للدول النامية.
کارشناسان در مورد تأثیر بدهی بر ثبات اقتصادی کشورهای در حال توسعه بحث میکنند.
💡 يزداد والهم عند الإنسان إذا تراكمت عليه الديون والمشكلات.
نگرانیهای یک فرد زمانی افزایش مییابد که بدهیها و مشکلات روی هم انباشته شوند.
💡 لم يبقَ المال من الکثير بعد أن سدّد الديون المتراكمة في نهاية العام.
بعد از اینکه در پایان سال بدهیهای انباشتهاش را پرداخت کرد، پول زیادی برایش باقی نمانده بود.
💡 ارتفعت الديون على الشركة بعد توسعها السريع في الأسواق الخارجية.
بدهی شرکت پس از گسترش سریع آن به بازارهای خارجی افزایش یافت.
💡 اضطررت إلى بيع السيارة لتسديد بعض الديون العاجلة.
مجبور شدم ماشین را بفروشم تا چند بدهی فوری را پرداخت کنم.