الحيوان

🌐 حیوان

به معنای جانور، موجود زنده و هر موجودی که دارای حیات است؛ در عربی گاهی به معنای «موجود زنده» به‌طور عام نیز استعمال می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 حیوان

📌 جانورشناسی

📌 جانور

📌 پستاندار

جمله سازی با الحيوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫قاسم بغضب‪:‬برضه انا عايز اعرف الحيوان ده دخل‬ ‫بيتى ازاى‪.

قاسم با عصبانیت گفت: من هنوز هم می خواهم بدانم این حیوان چطور وارد خانه من شده است.

💡 لاحظ الطبيب البيطري أن أنياب الحيوان تحتاج إلى عناية خاصة.

دامپزشک متوجه شد که دندان‌های حیوان نیاز به مراقبت ویژه دارند.

💡 ظهر الحيوان رشيط ًا وهو يركض بين الأشجار.

حیوان در حالی که در میان درختان می‌دوید، چابک به نظر می‌رسید.

💡 لاحظ العلماء اختلافاتٍ واضحة بين ذكر الحيوان وانث في الرعاية.

دانشمندان تفاوت‌های آشکاری بین حیوانات نر و ماده در مراقبت مشاهده کرده‌اند.

💡 سمعتُه يقول نعو وهو يحاول تقليد صوت الحيوان في اللعب.

شنیدم که گفت «ناو» در حالی که سعی می‌کرد صدای بازی حیوان را تقلید کند.

💡 كانت رائحة بول الحيوان واضحة في الزاوية الخلفية من الحظيرة.

بوی ادرار حیوانات در گوشه پشتی طویله محسوس بود.

💡 ‬‬‫الحيوان ات ب أجهزة اإلن ذار البايولوجي ة‬ ‫ل ديها‪,‬هاتف ك بخوارزمي ات بس يطة‪

حیوانات سیستم‌های هشدار بیولوژیکی دارند و تلفن شما از الگوریتم‌های ساده‌ای استفاده می‌کند.

💡 بدا مووع الحيوان واضحًا في الليل الهادئ قرب البيت.

صدای میومیوی حیوان در سکوت شب نزدیک خانه به وضوح شنیده می‌شد.

💡 أصيب الحيوان بعور في إحدى عينيه بعد الحادث المؤلم.

این حیوان پس از این حادثه دلخراش از ناحیه یکی از چشمانش نابینا شد.

💡 وصف الراعي أثر لعس الحيوان على الأرض المبللة.

چوپان ردی را که از لیسیدن حیوان روی زمین مرطوب به جا مانده بود، توصیف کرد.

💡 ظهرت علامات الالتهاب في احشایه الحيوان بعد الفحص البيطري في المزرعة.

علائم التهاب در روده حیوان پس از معاینه دامپزشکی در مزرعه ظاهر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران