الحاکم
🌐 حاکم
«الحاکم» یعنی «داور»، «حاکم»، «فرمانروا» یا «قاضی»؛ یعنی کسی که اختیار تصمیمگیری، داوری یا حکومت دارد. این واژه میتواند هم در معنای سیاسی برای حاکم یک سرزمین به کار رود و هم در معنای قضایی برای کسی که میان مردم داوری و حکم صادر میکند.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فرماندار
📌 حاکم
📌 حاکم کردن
📌 حاکم بودن
📌 پروردگار
جمله سازی با الحاکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أصدر العسکري الحاکم قرارًا جديدًا لتنظيم العمل في المؤسسات الرسمية.
حاکم نظامی فرمان جدیدی برای تنظیم کار در نهادهای رسمی صادر کرد.
💡 تحدث العسکري الحاکم مع وجهاء المدينة حول الأمن والخدمات العامة.
فرماندار نظامی با بزرگان شهر درباره امنیت و خدمات عمومی صحبت کرد.
💡 تولى العسکري الحاکم مسؤولية المنطقة خلال فترة انتقالية حساسة.
این حاکم نظامی در یک دوره انتقالی حساس، مسئولیت منطقه را بر عهده گرفت.