الحازم
🌐 مصمم
قید (adverb)
📌 محکم
📌 با قاطعیت
صفت (adjective)
📌 قاطع
📌 سرنوشتساز
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 مصمم
📌 آمرانه
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 مصمم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 چهارضلعی
جمله سازی با الحازم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان الأبُ الحازم يعلّم أبناءَهُ الانضباطَ واحترامَ الوقتِ في كلِّ موقفٍ.
پدر سختگیر به پسرانش نظم و انضباط و احترام به زمان را در هر موقعیتی آموخت.
💡 هل تخفي أمه خلف مظهرها الحازم الوقور رغبة متأججة للجنس؟
آیا مادرش پشت ظاهر جدی و باوقار خود، میل سوزانی به رابطه جنسی پنهان میکند؟
💡 وعليه فإن العمل الحازم مطلوب بشكل عاجل لنغير هذه الحالة إلى عكسها.
بنابراین، اقدام قاطع و فوری برای تغییر این وضعیت به نقطه مقابل آن مورد نیاز است.
💡 ولوال الخجل الحازم الذي يجعل مساحة تجنيب الناس ّ اللسان البذيء باطنية؛ لناوشت اهلي اللسان السافل الذي ال يرحم.
اگر شرم و حیای شدیدی که باعث میشود افراد از فحش دادن پرهیز کنند، در درونشان نبود، با زبانی زشت و بیرحم به خانوادهام حمله میکردم.
💡 اتخذَ المديرُ الحازم قرارًا واضحًا بعدَ أن تكررتِ المخالفاتُ داخلَ المؤسسةِ.
مدیر قاطع پس از تکرار تخلفات در داخل موسسه، تصمیم روشنی گرفت.
💡 لم يستسلم الدراج الحازم أبداً، حتى عند مواجهة التحديات.
دوچرخهسوار مصمم، حتی در مواجهه با چالشها، هرگز تسلیم نشد.