الجلباب

🌐 جلباب

به معنای «ردا، روپوش، چادر یا لباسِ رویی» است؛ لباسی که روی لباس‌های دیگر پوشیده می‌شود و بدن را می‌پوشاند. در متون عربی و اسلامی، این واژه برای نوعی پوشش زنانه یا لباس بلند نیز به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 رداها

📌 جلابا

📌 جلباب

📌 ژلابا

📌 دودی

جمله سازی با الجلباب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشترى الرجلُ الجلباب من السوقِ الشعبيِّ قبلَ سفرِه إلى القرية.

آن مرد قبل از سفر به روستا، عبا را از بازار محلی خریده بود.

💡 ارتدتِ المرأةُ الجلباب الأبيضَ في يومِ العيدِ وزيّنتْهُ بحزامٍ بسيط.

زن در روز عید، جامه سفید می‌پوشید و آن را با کمربندی ساده زینت می‌داد.

💡 كانَ الجلباب مناسبًا لحرارةِ الصيفِ ورسميةِ المناسبةِ معًا.

این ردا هم برای گرمای تابستان و هم برای رسمیت مراسم مناسب بود.

💡 في المهرجانات التقليدية، غالباً ما يرتدي الرجال الجلباب المزينة بالرموز.

در جشنواره‌های سنتی، مردان اغلب لباس‌هایی می‌پوشند که با نمادهایی تزئین شده‌اند.

💡 انه يجلب لها هدية من الجلباب المرأة الملونة.

او برای او عباهای رنگارنگ زنانه هدیه می آورد.

💡 ‬حتى الجلباب الممزق االطراف الذي يرتديه كان يبدو كأنه يسير وحده وال يوجد‬ ‫إنسان في داخله‬ ‫قال القاضي‪ :‬اها يا الحنين‪.

حتی ردای ژنده ای که بر تن داشت، طوری به نظر می رسید که انگار تنها راه می رود و هیچ انسانی درونش نیست. قاضی گفت: آه، حسرت.

کلمات مرتبط