التحم
🌐 منسجم
این واژه معمولاً به معنای جوش خوردن، به هم پیوستن، یکی شدن یا پیوستگی یافتن است. در برخی کاربردها میتواند به حالت چسبیدن یا فشرده و متصل شدن چیزها به هم اشاره کند.
فعل (verb)
📌 نزدیک شدن
📌 به هم چسبیدن
📌 با هم جمع شوید
دیکشنری عربی به فارسی
📌 خیره به
جمله سازی با التحم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدأ التحم يظهر في كلمات المتحدث حين حاول الدفاع عن رأيه بقوة.
لحن گوینده شروع به نمایان شدن کرد، زیرا او سعی داشت با قاطعیت از نظر خود دفاع کند.
💡 يشعر بعض الناس بــ التحم شديد عندما يواجهون ضغطًا نفسيًا متكررًا.
برخی افراد وقتی تحت استرس روانی مکرر قرار میگیرند، استرس شدیدی را تجربه میکنند.
💡 لاحظ الأصدقاء التحم في نبرة صوته بعد النقاش الطويل.
دوستان پس از بحث طولانی متوجه تغییر در لحن صدای او شدند.