التجول

🌐 سرگردان

نزدیک به «التجوال» است و به معنی «گشت‌وگذار، گردش و حرکت آزادانه» می‌آید؛ تفاوتش با تجوال گاهی در کاربرد و سبک زبانی است، اما هر دو به رفت‌وآمد و گردش اشاره دارند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قدم زدن

📌 تور

📌 دور زدن

📌 پرسه زدن.

📌 پیمایش

جمله سازی با التجول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدأ الطفل التجول في الغرفة بحثًا عن لعبته المفضلة.

کودک شروع به گشتن در اتاق کرد و دنبال اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش گشت.

💡 يفضل بعض الزوار التجول سيرًا على الأقدام لاكتشاف الأماكن التاريخية عن قرب.

برخی از بازدیدکنندگان ترجیح می‌دهند پیاده‌روی کنند تا مکان‌های تاریخی را از نزدیک کشف کنند.

💡 أحب السياح التجول بالشام بسبب جمال العمارة وتنوع المأكولات الشعبية.

گردشگران به دلیل زیبایی معماری و تنوع غذاهای محبوب دمشق، عاشق گشت و گذار در این شهر هستند.

💡 ‬واكتشفت أن أبي لم يجرؤ يوما على التجول في هذا‬ ‫المكان‪

متوجه شدم که پدرم هرگز جرأت نکرده بود در این مکان قدم بزند.

💡 التزم السكان بحظر التجول عندما أُعلنت التعليمات الجديدة عبر مكبرات الصوت.

ساکنان وقتی دستورالعمل‌های جدید از طریق بلندگوها اعلام شد، مقررات منع رفت و آمد را رعایت کردند.

💡 السائح يحب التجول في الأسواق الشعبية والتعرف إلى الناس.

گردشگران از گشت و گذار در بازارهای محلی و آشنایی با مردم لذت می‌برند.

💡 يسمح التجول في الحديقة العامة للعائلات بقضاء وقت ممتع في الهواء الطلق.

پیاده‌روی در اطراف پارک عمومی به خانواده‌ها این امکان را می‌دهد که از گذراندن وقت در فضای باز لذت ببرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران