البقية

🌐 بقیه

«البقية» به معنی «باقی‌مانده»، «آنچه مانده»، یا «بقیه» است. این واژه برای اشاره به بخشی از چیزی که پس از برداشتن یا مصرف کردن، هنوز باقی است به‌کار می‌رود؛ مثل «بقیهٔ افراد»، «باقیِ غذا»، یا «باقی‌ماندهٔ پول».

اسم (noun)

📌 بقیه

📌 دیگران

📌 باقیمانده

جمله سازی با البقية

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تناولت نصف الخبز واحتفظت بـ البقية للعشاء.

نصف نان را خوردم و بقیه را برای شام نگه داشتم.

💡 لم يحضر الحفل إلا من فقط، لأن البقية اعتذروا في اللحظة الأخيرة.

فقط تعداد کمی در این مهمانی شرکت کردند، زیرا بقیه در آخرین لحظه عذرخواهی کردند.

💡 ‬و البقية كان فقط كالما عن تفاصيل الحرب التي‬ ‫حصلت‪

بقیه فقط صحبت‌هایی در مورد جزئیات جنگی بود که اتفاق افتاده بود.

💡 ‬ثم تركت البقية للمتفاعلين الذين ساهموا‬ ‫بنجاح في نشر الخبر خالل دقائق‪.

سپس بقیه کار را به شرکت‌کنندگانی سپردم که با موفقیت در عرض چند دقیقه در انتشار خبر نقش داشتند.

💡 دفعت جزءًا من المبلغ، ثم سأدفع البقية غدًا إن شاء الله.

بخشی از مبلغ را پرداخت کردم و بقیه را هم انشاالله فردا پرداخت خواهم کرد.

💡 ‬البقية سينتقلون عبر الخنادق إلى الجبل‬ ‫و يتمركزون وراءه‪

بقیه از طریق سنگرها به سمت کوه حرکت می‌کنند و پشت آن موضع می‌گیرند.

💡 تعلمتُ بحرف واحد من اسم المدينة ثم حاولت حفظ البقية سريعًا.

من اسم شهر را با یک حرف یاد گرفتم و بعد سعی کردم بقیه‌اش را سریع حفظ کنم.

💡 غادر بعض الطلاب الفصل، بينما بقيت البقية تستمع إلى الشرح.

بعضی از دانش‌آموزان کلاس را ترک کردند، در حالی که بقیه ماندند و به توضیحات گوش دادند.

کلمات مرتبط