البقع

🌐 لکه‌ها

«البقع» جمع «بقعة» یا مرتبط با آن است و به معنی «لکه‌ها، نقطه‌ها، نواحی کوچک، یا جاهای مشخص» می‌آید. بسته به بافت جمله، می‌تواند به قطعه‌های کوچک زمین، لکه‌های رنگی، یا محل‌های محدود و مشخص اشاره کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 لکه‌ها

📌 وصله‌ها

📌 لکه

📌 نقطه

جمله سازی با البقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ساعدت هذه المادة في ازاله البقع الصعبة من الثوب الأبيض بسرعة كبيرة.

این ماده به از بین بردن سریع لکه‌های سرسخت از روی لباس‌های سفید کمک کرد.

💡 حاولت تنظيف البقع بماء دافئ وصابون قبل أن تجف أكثر.

قبل از اینکه لکه‌ها بیشتر خشک شوند، سعی کردم آنها را با آب گرم و صابون تمیز کنم.

💡 تحتاجُ إزالة البقع الصعبة إلى موادَّ تنظيفٍ مناسبة.

از بین بردن لکه‌های سرسخت نیاز به مواد شوینده مناسب دارد.

💡 تمّت إزالة البقع باستخدام منظّف خاصّ وقطعة قماش ناعمة.

لکه‌ها با استفاده از یک پاک‌کننده مخصوص و یک پارچه نرم پاک شدند.

💡 ‫مسحت ما تبقى من البقع ووضعت القفص خارج غرفتها ليصبح مسؤولية‬ ‫املنظفني‪

او لکه‌های باقی‌مانده را پاک کرد و قفس را بیرون اتاقش گذاشت و مسئولیت آن را به نظافتچی‌ها سپرد.

💡 ظهرت البقع على القميص بعد أن سقط عليه القهوة في الصباح.

لکه‌ها بعد از ریختن قهوه روی پیراهن در صبح ظاهر شدند.

💡 يزيل المنظف البقع الصعبة من الملابس البيضاء.

این شوینده لکه‌های سرسخت را از روی لباس‌های سفید پاک می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران