البذيء
🌐 مستهجن
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 مبتذل
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 فحش داده شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 کثیف
جمله سازی با البذيء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رفضَ المعلمُ الكلامَ البذيء داخل الصف، وطلب من الطلاب أن يحترموا بعضهم بعضًا.
معلم اجازه نداد که در کلاس درس از کلمات رکیک استفاده شود و از دانشآموزان خواست که به یکدیگر احترام بگذارند.
💡 لا يليقُ بالشخصِ المؤمنِ أن يستخدمَ لفظًا البذيء عند الغضب أو الخلاف.
شایسته نیست که مؤمن در هنگام عصبانیت یا اختلاف، سخنان زشت و رکیک بگوید.
💡 لم أكن أحب يا موالنا أن أكرر هذا الكالم البذيء لكن األمر لله
نمیخواستم این حرف زشت را تکرار کنم، اما همه چیز دست خداست.
💡 انتقدَ الصحفيُّ الخطابَ البذيء الذي انتشرَ في وسائل التواصل خلال الحملة الانتخابية.
این روزنامهنگار از الفاظ رکیکی که در طول مبارزات انتخاباتی در رسانههای اجتماعی رواج یافته بود، انتقاد کرد.
💡 ندم بسرعة على انفعاله البذيء عندما رأى رد فعلها.
وقتی واکنش او را دید، خیلی زود از حرف زشتش پشیمان شد.
💡 أسلوبه الفكاهي البذيء ترك انطباعًا مختلطًا لدى الضيوف.
شوخ طبعی مبتذل او تأثیر متفاوتی بر مهمانان گذاشت.