الامتناع

🌐 رأی ممتنع

«الامتناع» به معنی خودداری کردن، پرهیز کردن، سرباز زدن یا ممکن نبودن است. بسته به متن، هم می‌تواند به معنای «نپذیرفتن و انجام ندادن» باشد و هم در منطق و فلسفه به معنای «محال بودن» یا «ناممکن بودن» بیاید.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 رأی ممتنع

📌 حذف

📌 پرهیز کردن

📌 شکست

📌 برای اجتناب

📌 امتناع

جمله سازی با الامتناع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أبلغ الموظف مديره الامتناع عن المشاركة في الاجتماع بسبب ظرف عائلي طارئ.

کارمند به مدیرش اطلاع داد که به دلیل یک مسئله فوری خانوادگی قادر به شرکت در جلسه نخواهد بود.

💡 ألا يترتب على الفعل أو الامتناع تقليل المنافسة بشكل جوهري في السوق بشأن السلع والخدمات المعنية.

فعل یا ترک فعل نباید رقابت در بازار کالاها و خدمات مربوطه را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

💡 يؤدي الامتناع عن التدخين إلى تحسين التنفس وتقليل الأمراض على المدى الطويل.

ترک سیگار منجر به بهبود تنفس و کاهش بیماری‌های طولانی‌مدت می‌شود.

💡 اختيار الامتناع في التجمعات الاجتماعية كان شعورًا بالقوة والتحرر بالنسبة له.

انتخاب دوری از اجتماعات برای او نوعی احساس قدرت و رهایی بود.

💡 قرر الطبيب الامتناع عن الأطعمة الدسمة بعد العملية حفاظًا على صحته.

پزشک تصمیم گرفت برای حفظ سلامت خود، پس از عمل از خوردن غذاهای چرب خودداری کند.

💡 لكن الامتناع عن إعدام ثلاثة أحداث جانحين مزعومين هو قرار إيجابي.

اما خودداری از اعدام سه نوجوان بزهکار، تصمیم مثبتی است.