الالف
🌐 الف
اسم (noun)
📌 هزاره
📌 در هر میلیون
صفت (adjective)
📌 هزارم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 هزار
جمله سازی با الالف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تجاوز عدد الحضور الالف شخص في الحفل الذي أُقيم مساء الجمعة في المدينة.
تعداد شرکتکنندگان در این مراسم که عصر جمعه در این شهر برگزار شد، از هزار نفر فراتر رفت.
💡 وباختصار، فان التسلسل الزمني للنصف الاول من الالف الثالث هو محض تخمين الكتاب انفسهم.
خلاصه اینکه، گاهشماری نیمه اول هزاره سوم صرفاً حدس و گمان خود نویسندگان است.
💡 كتب الناسخ الكلمة لسٰحر بعلامةٍ صغيرة فوق الألف، ثم واصل النسخ بحذر.
کاتب کلمه جادو را با علامت کوچکی بالای الف نوشت، سپس با دقت به کپی کردن ادامه داد.
💡 اشترى المتجر الالف نسخة من الكتاب الجديد لتوزيعها على المدارس.
فروشگاه هزار نسخه از کتاب جدید را برای توزیع در مدارس خریداری کرد.
💡 وحتى لو في المرة الالف كانت هناك جهات ستحاول الادعاء بانهم رفضوا عروضي، فان الواقع كان مختلفا.
حتی اگر برای هزارمین بار، طرفهایی بودند که سعی میکردند ادعا کنند پیشنهادهای من را رد کردهاند، واقعیت چیز دیگری بود.
💡 قال المدير إن الالف خطوة تبدأ بخطوة واحدة، ثم تستمر الجهود بصبر.
مدیر گفت که سفری هزار قدمی با یک قدم آغاز میشود و سپس تلاشها با صبر و حوصله ادامه مییابد.