رافده

لغت نامه دهخدا

( رافدة ) رافدة. [ ف ِ دَ ] ( ع ص ) مؤنث رافد. رجوع به رافد شود. || ( اِ ) آب راهه : کرخه ، آبراهه شط العرب است. ( یادداشت مؤلف ). || نهر یا رودی که بنهر یا رود یا دریایی مدد دهد. ساعده. ( یادداشت مؤلف ). || ریزاب. ج ، روافد. ( یادداشت مؤلف ). || چوب سقف. ج ، روافد. ( از المنجد ). ( ناظم الاطباء ). ج ، رافدات. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به روافد شود.

فرهنگ اسم ها

اسم: رافده (دختر) (عربی) (تلفظ: rāfede) (فارسی: رافِده) (انگلیسی: rafede)
معنی: بخشنده و بزرگوار و ارجمند، یاری کننده، اعانت کننده، ( عربی )
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم