لغت نامه دهخدا
ندیم مازندرانی. [ ن َ م ِزَ دَ ] ( اِخ ) محمد ( میرزا... ). فرزند میرزاکاظم بارفروش ایروانی الاصل. از شعرای قرن سیزدهم و از درباریان فتحعلی شاه قاجار و ندیم خلوت و کتابخوان خاص او بوده است. وی به سال 1241 هَ. ق. درگذشت. او راست :
برافروز آتشی در سینه ام ای آه کآن دلبر
ز می شد مست ومی خواهد ز مرغ دل کباب امشب.
یقین که دامن پاکی دریدم از تهمت
پی قصاص گریبانم آسمان بگرفت.
گفتی چو جان دهی به عوض بوسه ای دهم
این خونبهاست مزد وفا را چه می دهی.
رجوع به مجمع الفصحاج 2 ص 514 و فرهنگ سخنوران ص 598 و تذکره طلعت ص 226 شود.