چیلانه

لغت نامه دهخدا

چیلانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) عناب بن است که آن را سنجد گرگان هم میگویند. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به عناب شود.

فرهنگ عمید

=چیلان١

فرهنگ فارسی

عناب
عناب بن است که آنرا سنجد گرگان هم میگویند .

فرهنگ اسم ها

اسم: چیلانه (دختر) (فارسی)
معنی: درخت عناب
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم