میحاد

لغت نامه دهخدا

میحاد. ( ع ص ) تک تک و ازهم جدا. ج ، مواحید. ( ناظم الاطباء ). یک یک و فردفرد. ج ، مواحید. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ، ماده وح د ).

فرهنگ فارسی

تک تک و از هم جدا یک یک و فرد فرد

فرهنگ اسم ها

اسم: میحاد (پسر) (عربی) (تلفظ: mihad) (فارسی: میحاد) (انگلیسی: mihad)
معنی: تک تک، جداگانه
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم