مهوأن

لغت نامه دهخدا

مهوأن. [ م ُ وَ ءِ / ءَن ن ] ( ع اِ ) بیابان دور. ( مهذب الاسماء ) دشت فراخ. رجوع به ماده بعد شود. || خوی و عادت. || پاره ای از شب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بیابان دور دشت فراخ یا خوی و عادت

فرهنگ اسم ها

اسم: مهوأن (دختر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: mahvān) (فارسی: مَهوان) (انگلیسی: mahvan)
معنی: مهبان، نگهبان ماه، مجازا زیبا و مهتاب رو، ( = مَهبان )، ) مَهبان
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم