فریدالزمان

لغت نامه دهخدا

فریدالزمان. [ ف َ دُزْ زَ ] ( ع ص مرکب ) فریدالدهر. یگانه روزگار. رجوع به فریدالدهر شود.

فرهنگ فارسی

فرید الدهر . یگانه روزگار

فرهنگ اسم ها

اسم: فریدالزمان (پسر) (عربی)
معنی: آن که در زمان خود یگانه و بی نظیر است
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم