لغت نامه دهخدا
عماد کاتب. [ ع ِ دِ ت ِ ] ( اِخ ) محمدبن صفی الدین ابی الفرج محمدبن نفیس الدین ابی الرجاء حامدبن محمدبن عبداﷲبن علی بن محمود اصفهانی ، مکنی به ابوعبداﷲ وملقب به عمادالدین و کاتب و معروف به کاتب اصفهانی و عماد کاتب و ابن اخی العزیز. فقیه اواخر قرن ششم هَ. ق. رجوع به کاتب اصفهانی و عمادالدین کاتب شود.