لغت نامه دهخدا سندوس. [ س َ ] ( اِ ) پارچه نازک از پنبه و کتان : و بر ایشان جامه های پشمین و سندوس فکنده. ( مجمل التواریخ و القصص ). سندس.
فرهنگ اسم ها اسم: سندوس (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: sandus) (فارسی: سَندوس) (انگلیسی: sandus) معنی: نام خواهر خشایارشاه پادشاه هخامنشی