لغت نامه دهخدا
رهطی. [ رَ طا ] ( ع اِ ) مرغی است. ( منتهی الارب ) آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مرغی است که آن را عیرالسراة گویند. ( از اقرب الموارد ).
رهطی. [ رَ طا ] ( ع اِ ) مرغی است. ( منتهی الارب ) آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مرغی است که آن را عیرالسراة گویند. ( از اقرب الموارد ).
[ویکی الکتاب] معنی رَهْطِی أَعَزُّ: قوم وعشیره ام
ریشه کلمه:
رهط (۳ بار)ی (۱۰۴۴ بار)