بژول

لغت نامه دهخدا

بژول. [ ب ُ ] ( اِ ) بجول است که استخوان شتالنگ باشد و بتازی کعب خوانند. ( برهان )( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) ( فرهنگ جهانگیری ). شتالنگ. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ) ( اوبهی ). بجول. کعب. ( مهذب الاسماء ). قاب. غاب. پچول. اشتالنگ : کاعب ؛ بژول پستان. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) :
نه اقعس سرون ونه پایش نفور
نه اکمس بژول است و نه زاستر.ابوعلی الیاس ( از حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ).رجوع به پژول شود.

فرهنگ عمید

= بجول

فرهنگ اسم ها

اسم: بژول (دختر) (کردی)
معنی: نگا «برژانگ» ( نگارش کردی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم