ملک بانو

لغت نامه دهخدا

ملک بانو. [م َ ل ِ ] ( اِ مرکب ) بانوی ملک. شاه بانو :
چو گل بودم ملک بانوی سقلاب
کنون دژبانوی شیشه ام چو گلاب.نظامی.

فرهنگ فارسی

بانوی ملک .

فرهنگ اسم ها

اسم: ملک بانو (دختر) (فارسی، عربی)
معنی: ملک ( عربی ) + بانو ( فارسی ) شاه بانو
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم