لغت نامه دهخدا
علی مقری. [ ع َ ی ِ م ُ ] ( اِخ ) ابن احمد مقری. از محدثان بود. ( منتهی الارب ).
علی مقری. [ ع َ ی ِ م ُ ] ( اِخ ) ابن محمدبن سلامه روحانی مقری رحبی ، مکنی به ابوالحسن. وی محدث و مقری بود. رجوع به علی روحانی شود.
علی مقری. [ ع َ ی ِ م ُ ] ( اِخ ) ابن محمدبن علی مقری فیومی. رجوع به علی فیومی شود.