لغت نامه دهخدا
چون سبزه بهار بود نای عندلیب
چون بند شهریار بود صوت طیطوی.منوچهری.بر سبزه بهار نشینی و مطربت
بر سبزه بهارزند سبزه بهار.منوچهری.دستانهای چنگش سبزه بهار باشد
نوروز کیقبادی وآزادوار باشد.منوچهری.خرمتر از بهار و سراید بزیر و بم
گه کینه سیاوش و گه سبزه بهار.ازرقی.