لغت نامه دهخدا
بلبل فغان. [ ب ُ ب ُ ف َ ] ( ص مرکب ) که فغان و آوای بلبل دارد. که ناله و افغان چون بلبل دارد :
چنگ جره همچو باز ازرق و کبکان بزم
دل بر آن ازرق فش بلبل فغان افشانده اند.خاقانی.
بلبل فغان. [ ب ُ ب ُ ف َ ] ( ص مرکب ) که فغان و آوای بلبل دارد. که ناله و افغان چون بلبل دارد :
چنگ جره همچو باز ازرق و کبکان بزم
دل بر آن ازرق فش بلبل فغان افشانده اند.خاقانی.
که فغان و آوای بلبل دارد که ناله و افغان چون بلبل دارد .