لغت نامه دهخدا
حصن اسلان. [ ح ِ ن ِ اَ ] ( اِخ ) حصنی به اسپانیا. ( حلل سندسیه ج 1 ص 70 ).
حصن اسلان. [ ح ِ ن ِ اَ ] ( اِخ ) حصنی به اسپانیا. ( حلل سندسیه ج 1 ص 70 ).
حصنی باسپانیا
💡 اسلان بژانیا که رئیس سرویس امنیتی کشور بودهاست، هماکنون در موضع ریاستجمهوری آبخازستان قرار دارد اما به دلیل مسمومیت مشکوک ناشی از دوز زیادی جیوه و آلومینیوم در خونش دوره نقاهت را در بیمارستانی در روسیه میگذراند، والری بگانبا موقتاً کفیل او هست، در پی نتیجه انتخابات ۲۰۱۹ بژانیا با حدود ۵۹ درصد آرا در صدر قرار گرفت.
💡 در داخل جنگل در حرکت بودیم که ناگهان به سمت ما تیراندازی شد؛ به محض شروع تیراندازی، جمعیت در حال حرکت، تیر خورده و افتادند. ابتدا زن من و بعد بچهام تیر خورد… یکی دیگر از پناهندگان به اسم راضیه اسلان اوا که خانواده خود را در راه از دست داده بود این موضوع را تأیید میکند.