حقر

لغت نامه دهخدا

حقر. [ ح َق ْ / ح َ ق َ ] ( ع مص ) خوار داشتن. ( مهذب الاسماء ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). خرد شمردن. خرد و خوار شدن. || ( اِمص ) خردی. خواری. ( اقرب الموارد ). حقارت. حقارة. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

خوار داشتن

خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز